تبليغاتX
سرگیجه
یکی برای همه همه برای یکی


با سلام

مثل همیشه خیلی دیر اپ کردم.چند مدتی خیلی بی حال و حوصله شدم.دو ماه بیشتر اپ نکردم حالا یه اپ هول هولکی شد.

 

یکی از ترانه های جدید لینکین پارک به نام من چه کرده ام.البته باید اعتراف کنم ترچمه خیلی زیاد مشکل داره.بهتر از این نشد.بیشتر به خاطر بیحوصلگی.

یکی از دوستان چند ماه پیش خواسته بود که یکی از ترانه های این گروه هم انتخاب کنم.حالا منم پیله کردم گفتم یا این ترانه یا هیچ کدوم .

خلاصه دیگه خوب یا بد دیگه پیش رفت.

 

از البوم دقایقی تا نیمه شب:

 

 

Artist: Linkin Park
Song: What I’ve Done

Lyrics:

In this farewell,
There’s no blood,
There’s no alibi.
‘Cause I’ve drawn regret,
From the truth,
Of a thousand lies.

So let mercy come,
And wash away…

What I’ve Done.
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I've done.

Put to rest,
What you thought of me.
While I clean this slate,
With the hands,
Of uncertainty.

So let mercy come,
And wash away…

What I’ve Done.
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I've done.

For What I’ve Done

I start again,
And whatever pain may come.
Today this ends,
I’m forgiving what I’ve done.

I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I’ve done.
(Na na na na, na na na na, na na na na, na na na na)
What I’ve done.

Forgiving What I’ve Done.
(Na na na na, na na na na, na na na na, na na na na)

 

 

 

 

 

 

من چه کرده ام:

 

 

در این وداع

خونی نیست

بهانه ای نیست

زیرا من غرق پشیمانیم

از حقیقت هزاران دروغ

 

پس بگذار بخشش بیاید

و ان را به خود ببرد

 

 

من چه کرده ام

من با خودم روبرو خواهم شد

تا بر انچه که شده ام خط بکشم

خودم را پاک کنم

و از انچه که کرده ام بگذرم

 

.......................

انچه را که در مورد من فکر کردی

موقعی که من این تخته سنگ را تمیز می کنم

با دستانی بلاتکلیف

 

پس بگذار بخشش بیاید

و ان را با خود ببرد

 

 

من چه کرده ام

من با خودم روبرو خواهم شد

تا بر انچه که شده ام خط بکشم

خودم را پاک کنم

و از انچه که کرده ام بگذرم

 

 

برای انچه که کرده ام

 

 

من دوباره اغاز میکنم

و هر دردی پیش بیاید

امروز این پایان می یابد

من انچه را که کرده ام می بخشم

 

 

 

 

 

من با خودم روبرو خواهم شد

تا بر انچه که شده ام خط بکشم

خودم را پاک کنم

و از انچه که کرده ام بگذرم

 

 

 

 

پ .ن.:خوب اول از همه اون قسمت ................قسمتی که  معنیش رو نتونستم بفهمم

.

دوم:جمله موقعی که من تخته سنگ را تمیز میکنم فکر میکنم، البته ،مطمن نیستم اما احتمال زیاد کنایه از پاک کردن اشتباه و کارهای نادرستی که انجام داده.

راستی کلیپ باحالی هم داره البته این نظر منه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 23:30  توسط سارا  | 

با سلام

بالاخره هم فرصت شد که اپ کنم هم حسش بود.

البته این شعر با برگردان فارسی رو خیلی وقت پیش میخواستم بنویسم که نشد .

یکی از ترانه های پینک فلوید،البته این شعر هم از البوم دیوار این گروهه که علاقه خاصی هم به این ترانه دارم.البته به تمام ترانه هاشون علاقه دارم اما این یکی اسپیشال محسوب میشه.

ترانه اهای تو از البوم دیوار

البته برگردان به فارسی اونطور که میخواستم از اب درنیومد ولی خوب به قول دوستان، حالا

(the wall album)

hey you

hey you

out there in the cold

getting lonely

getting old

can you feel me?

Hey you standing in the aisle

With itchy feet and fading smile

Can you feel me?

Hey you

Don’t help them to bury the light

Don’t give in without a fight

Hey you

Out there on your own

Sitting naked by the phone

Would you touch me?

Hey you

With your ear against the wall

Waiting for someone to call out

Would you toch me?

Hey you

Would you help me to carry the stone?

Open your heart

I’m coming home

But it was only fantasy

The wall was too high as you can see

Nomatter how he tried he could not break free

And the worms ate into his brain

Hey you

Out there on the road

Always doing what you’re told

Can you help me?

Hey you

Out there beyond the wall

Breaking bottles in the hall

Can you help me?

Hey you

Don’t tell me there’s no hope at all

Together we stand

Divided we fall

 

 

اهای تو

اهای تو

انجا در سرما

تنها میشوی

پیر میشوی

میتوانی احساسم کنی

اهای تو

ایستاده در راهرو

با پاهای خارش دار و لبخندی محو شده

میتوانی احساسم کنی

اهای تو

به انها برای دفن کردن نور کمک نکن

بدون جنگ تسلیم نشو

اهای تو

تنها در انجا

برهنه نشسته در کنار تلفن

ایا لمسم میکنی

اهای تو

با گوشت در برابر دیوار

منتظر کسی که فریاد بزند

ایا لمسم میکنی

اهای تو

ایا برای حمل کردن سنگ به من کمک میکنی

قلبت را باز کن

من به خانه می ایم

اما این تنها،توهمی بود

همانگونه که میبینی دیوار بسیار بلند بود

مهم نیست که او چقدر تلاش کرد

او نتوانست ازاد شود

و کرمها درون مغزش را خوردند

اهای تو

انجا در جاده

همیشه انچه را که به تو گفته شده انجام میدهی

میتوانی کمکم کنی

اهای تو

انجا انسوی دیوار

بطریها را در سالن میشکنی

میتوانی کمکم کنی

اهای تو

به من نگو که به هیچ وجه امیدی نیست

ما با هم می ایستیم

تک تک سقوط میکنیم

پی نوشت:قسمتی که به پاهای خارش دار ترجمه شده در اصل کنایه از رفتن به جایی دیگر یا انجام کاری متفاوت است

راستی (گوشت)منظور گوش ،گفتم اشتباه نشه

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 23:52  توسط سارا  | 

با سلام

مدت زیادی که نتونستم اپ کنم

این روزا خیلی مشغول بودم

امیدوارم به زودی بتونم اپ کنم

وبلاگی که دو ماه یک بار اپ نشه که وبلاگ نمیشه

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 0:47  توسط سارا  | 

بالاخره تصمیم گرفتم یه اپ داشته باشم .چند وقته اصلا حس اپ کردن رو نداشتم الان هم چندان ندارم اما خوب نمیشد اینطور ادامه داد.باید به مطالبی که میخوام در موردشون بنویسم بیشتر توجه کنم.

به هر حال این سری یکی از نوشته های خودمو نوشتم

به نام جواب

Answer

I’m walking in the old park at the dark

I want to let the time go till dawn

Sometimes I think I have noone to share

Maybe is not be fair

to think in this weird way

But I’m still wondering

And all the answer is no answer in the end

جواب

من در یک پارک قدیمی در شب قدم میزنم

میخواهم زمان تا صبح بگذرد

بعضی اوقات فکر میکنم کسی را برای سهیم شدن ندارم

شاید فکر کردن دراین راه غریب عادلانه نباشد

اما من هنوز در شگفت هستم

و در پایان جواب من بی جواب است.

6/12/84

پ.ن:راستی اگه اشتباهی توی کار میبینید به بزرگی خودتون ببخشید اما اگه تونستید کمکی کنید خوشحال میشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 1:12  توسط سارا  | 

سال نو رو پیشاپیش به تمام دوستان تبریک میگم و امیدوارم که سال خوبی رو در پییش داشته باشن.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:13  توسط سارا  | 

اومدم بگم که به دلیل اسباب کشی به خونه جدید حسابی وقتم پره و متاسفانه اصلا فرصت اپ کردن رو ندارم

انشاالله سر فرصت :

برمیگردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 19:11  توسط سارا  | 

با سلام

قبلا نوشته بودم که امروز تولد یک سالگی وبلاگمه.

تصمیم گرفتم این پست رو با یکی از دل نوشته های خودم به نام این پایان نیست که در تاریخ 10 اذر گفتم اپ کنم.

It’s not the end

You said this is the end

Do you remember my dear friend

But time is just great

I think it’s never be late

So give me your hand

Cause together we will stand

And together we will work it out

And together we will shout

Cause I hope

To keep on through

My dear friend you lost your belief

You hanged yourself on someone else’s words

Someone who just wanted to deceive

So my friend say it’s not the end

Cause there are many ways you didn’t go

And many things you didn’t show

So give me your hand

Maybe together we could find happiness land

And listen to me when I say

It’s not the end my dear friend

 

این پایان نیست

تو گفتی که این پایان است

به یاد می اوری دوست عزیز من

اما زمان عالیست

من فکر میکنم هرگز دیر نیست

پس دستت را به من بده

چون ما با هم خواهیم ایستاد

و با هم مشکل را حل خواهیم کرد

و با هم فریاد خواهیم زد

چون من امیدوارم

برای پیش رفتن

دوست عزیز من تو ایمانت را از دست دادی

تو خودت را به سخنان شخص دیگری تکیه دادی

کسی که فقط میخواست فریب دهد

پس دوست من بگو که این پایان نیست

چون راه های زیادی است که تو نرفتی

و چیزهای زیادی هست که نشان ندادی

پس دستت را به من بده

شاید با هم بتوانیم سرزمین خوشبختی را پیدا کنیم

و به من گوش بده زمانی که میگویم

این پایان نیست دوست عزیز من

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:43  توسط سارا  | 

البته تولد یک سالگی وبلاگم شنبه ۱۴ بهمنه .البته زیاد برام فرقی نمیکنه فقط یک سال دیگه از عمرم گذشت همین .

در همین حد

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 23:5  توسط سارا  | 

با سلام

این سری بیوگرافی گروه سیستم اف ا دان رو نوشتم .گروهی که خودم از کاراشون خوشم میاد

اعضای گروه:جان دولمایان(درامر)سرج تانکیان(وکال،کیبورد)شاوو اودادجیان(وکال،باس گیتار)دارون ملکیان(وکال،گیتار)

این گروه در سال 1995 در کالیفرنیای جنوبی تشکیل شد.نام گروه الهام گرفته از نام شعری است که بوسیله یکی از اعضای گروه یعنی دارون ملکیان گفته شده بود با نام

Victims of a down

اما سرج تانکیان احساس کرد که نام

System of a down

بار معنایی قوی تری دارد.این گروه با نام

s.o.a.d

نیز شناخته شده است.

تمام افراد این گروه اصالتا ارمنی هستند.این گروه مانند خیلی از گروههای پایانی دهه 90 تعادلی را بین تراش متال دهه 80 و گروههای الترناتیو راکی مانند جینز ادیشن بوجود اورد.سبک کارهای گروه تا حدی مانند کارهای گروههای کورن و دیفتانز است.میتوان گفت که یکی از دلایل موفقیت گروه نقطه نظرهای رک اجتماعی و سیاسی است که در ترانه های انها نهفته است.

ملودی های این گروه دارای احساسات تند و شدید با شعرهای خشمگین میباشد که تقریبا به مارک تجاری انها تبدیل شده است.

انها در ابتدا چند تک اهنگ منتشر کردند .

البوم اول انها با نام خود گروه در سال 1998 منتشر شد.در سال 2001 البوم بعدی خود به نام تاکسیسیتی را منتشر کردند که از موفقیت بسیاری برخوردار شد.در سال 2002 نیز البومی به نام استیل دیس البوم یا(این البوم رو بدزد) را منتشر کردند که کنایه ای بود به کسانی که اهنگها را دزدیده و بر روی اینترنت منتشر میکردند.البوم بعدی انها در سال 2004 و در دو قسمت منتشر شد که نام این البوم مزمرایز/هیپنوتایز بود.این البوم هم مانند البومهای دیگر به موفقیت دست یافت و نشان داد که انها هنوز در خلق اثار خود از خلاقیت خویش استفاده میکنند.ترانه های موفق و شناخته شده انها شامل

(chop suey) (toxicity)

(Aerials) (b.y.o.b or bring your own bomb)

(question) (lonely day)

(sugar) and (hypnotize)

هستند. ترانه چاپ سو نامزد دریافت جایزه گرمی شده است .همچنین انها در ژانربهترین ترانه هارد راک در سال 2006 جایزه ای را برای ترانه بمب خودت را بیار دریافت کردند.

انها در سال 2006 در اخرین اجرای زنده خود اعلام کردند که میخواهند وقفه ای را در کارهای خود داشته باشند .دارون ملکیان گفت که ما 10 سال از عمر خود رو روی این گروه گذاشتیم و حالا بد نیست مقداری هم به کارای خودمون برسیم و از گروه کمی فاصله بگیریم او گفت که یک گروه لازم نیست مثل یک ساعت کار کنه و البوم بیرون بده همچنین او گفت که همیشه عضوی در این گروه باقی خواهد ماند و روزی همه انها به گروه برخواهند گشت اما زمان ان مشخص نیست.

در این وقفه ملکیان که بیشتر شعرهای گروه را نیز خود نوشته است در گروهی به نام

Scares on broadway

خواهد بود و اولین البوم خود را در این گروه منتشر خواهد کرد.تانکیان نیز به عنوان سولو ارتیست در گروه سرجیکال استرایک خواهد بود و دولمیان نیز اذعان کرده که قصد راه اندازی یک کتابخانه انلاین را دارد که در نوامبر 2007 شروع به کار خواهد کرد.

و به عنوان اخرین توضیح کارهای این گروه تاثیر گرفته از گروههای الترناتیو راک ،هوی متال،پونک راک،جاز،اهنگهای ترکیبی،موسیقی محلی امریکایی و سبک کلاسیک راک و تا حدی موسیقی شرقی لبنان میباشد(دولمیان و تانکیان متولد لبنان هستند).همچنین انها از سازهای مختلفی مانند گیتار الکتریک،بارتیولا،ماندولین الکتریک،سه تار،و عودهای شرقی استفاده کرده اند.ملکیان گفته که برای شعر گفتن از گروه بیتلز و شاوو نیز در کارهایش از گروه کیس الهام گرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 22:57  توسط سارا  | 

با سلام

بالاخره میشه گفت بعد از یک ماه یه تکونی به وبلاگ دادم.این روزا حالم به دلایلی گرفته.کامپیوتر هم همونطور که گفتم مشکل داره هر چی به خوردش میدم پاک میشه.منم به همین دلیل نمیتونم مطالب دلخواهم رو سر موقع اماده کنم.این سری هم یه شعر نوشتم از خودم به نام

پس مواظب باش

البته اینم به زبان شیرین انگلیسی

البته ناگفته نماند از وقتی که کلاس زبان میرم همین یک میلیونم درصد ذوق هنری هم که داشتم انگار داره نابود میشه.به هر حال بگذریم.

So take care

When I gazed into your green eyes

When I saw all that signs

That surrounded you

I couldn’t understand the pain that you had in your heart

I didn’t know what for do you fight

You wanted me to discover the real you

To find friend from the foe

But your secret was silence

And my problem was violence

I tried

But I couldn’t understand your feeling

My question now is

What part of yourself did you want to killing

I’m afraid cause times went by

And I sigh

I think I lost my hope

There is no time remaining to cope

Today was the last day of your nightmare

Hey friend now you are in the skies

So take care up in there

پس مواظب باش

وقتی که به چشمان سبزت خیره شدم

وقتی که تمام ان نشانه ها را دیدم

که تو را محاصره کرده بود

من نتوانستم دردی را که تو در قلبت داشتی بفهمم

من نفهمیدم که تو برای چه میجنگی

تو از من خواستی که تو واقعی را کشف کنم

دوست را از دشمن پیدا کنم

اما راز تو سکوت بود

و مشکل من خشونت بود

من سعی کردم

اما من نتوانستم احساس تو را درک کنم

سوال من اکنون این است

چه جزیی از وجودت را میخواستی نابود کنی

من میترسم زیرا زمان گذشته

و من افسوس میخورم

من فکر میکنم امیدم را از دست دادم

زمانی برای مبارزه باقی نیست

امروز اخرین روز کابوست بود

هی رفیق

اکنون تو در اسمانها هستی

پس اون بالاها مواظب خودت باش

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 18:24  توسط سارا  |